پانزدهمین پیش‌نشست همایش ملی حکیم طهران؛

با عنوان «شرایط سیاسی و اجتماعی عصر آقاعلی مدرس زنوزی» برگزار شد


پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی(ایسکا): گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی، این نشست علمی را با حضور اساتید آقایان دکتر منوچهر صدوقی‌سها، دکتر محمد فتح‌الهی، دکتر علی‌رضا صدرا و حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر نجف لک‌زایی برگزار کرد.


در آغاز این نشست، دکتر رجبعلی اسفندیار دبیر علمی نشست ضمن خیرمقدم به اساتید حاضر در جلسه و میهمانان گروه، موضوع جلسه را «بررسی شرایط سیاسی و اجتماعی عصر آقاعلی مدرس زنوزی» بیان کردند و از اساتید محترم خواستند تا به ایراد سخن بپردازند.

دکتر منوچهر صدوقی‌سها، حکیم زنوزی را یکی از ارکان ثلاثه و یا اربعه حکمای حوزه تهران برشمردند و به اختصار به چگونگی شکل‌گیری حوزه علمیه تهران که با تأسیس مدرسه مروی از سال 1260 شروع شده بود پرداختند. ایشان عواملی چون جامعیت اساتید، وجود هم‌زمان تدریس و تألیف در این حوزه، تصحیح متون، ترجمه متون، تفکیک عرفان از تصوف، اقبال به تفسیر عرفانی و فلسفی قرآن کریم، شرح احادیث معارفی، اقبال به مثنوی‌نویسی، آشنایی با فلسفه غربی، گفت‌وگوی بین فلاسفه، اقبال به اهل معقول و مباحث اساسی فلسفه علم، پرداختن به تاریخ فلسفه، اقبال به فارسی‌نویسی، شاعری، جذابیت حوزه تهران، انتقال حوزه تهران جزءً به نجف‌اشرف و انتقال به قم را از جمله ویژگی‌های حوزه تهران برشمردند.

دکتر فتح‌الهی سخنان خود را با این سؤال آغاز کردند که «چگونه شد که شخصی مانند حکیم زنوزی باعث رونق حوزه تهران گردید؟» ایشان در پاسخ به این سؤال شهر تهران در آن زمان را شهری جدیدالتأسیس معرفی نمودند که نو بودن و جدید بودن آن در بسیاری از معادلات اثرگذار بوده است. آقامحمدخان قاجار با انتقال پایتخت به این شهر تلاش نمود از مباحث سنتی حاکم بر شهرهای اصلی و محوری ایران فاصله گیرد. هجرت او به شهری که خود تأسیس کرده است بسیاری از تبعات موجود در یک شهر سنتی را ندارد. از این‌رو شهر مهندسی شده تهران آن زمان از هر جهت برای پایتخت مناسب بود. چنین فضایی به شکل‌گیری و قوام فلسفه بسیار کمک رسانده است. تکوین فلسفی تهران در شرایطی است که این شهر در قالب شهر سنتی قرار ندارد و در حال شکل‌گیری و صیرورت و تمدن است. بنابراین تهران نو تأسیس به سهم خود به فلسفه کمک رساند.

دکتر فتح‌الهی دوره قاجار را به لحاظ سیاسی ـ اجتماعی دوره‌ای عجیب معرفی می‌کند که برخلاف صفویه و دوره‌های بعد از آن، در این دوره مفهوم زور مادی و ثروت به خوبی ملموس است، ایران در این دوره به هویتی می‌رسد که در تنباکو خود را به خوبی نشان می‌دهد. این دوره، دوره آرامش پس از بحران است. دوره‌ای است که علما سختی‌های دوران نادر را پشت سر گذاشته و از طرفی نیاز شاهان قاجار به علما و نیاز به آرامش برای علما زمینه‌های تعامل را فراهم می‌ساخت. دوره ناصری که دوره شکل‌گیری نهادهای مدنی است و در نهضت تنباکو این مطلب به خوبی خود را نشان داده است، با فاصله گرفتن از فضای سنتی، زمینه بروز بحث‌های فلسفی مهیاتر گردید. چنین شرایط محیطی، با محیط مهندسی‌شده‌ای مانند تهران آن‌زمان، به همراه آرامش نسبی موجود در این دوران، زمینه رونق بحث‌های علمی حکمی و فقهی را فراهم کرده است.

دکتر صدرا سخنان خود را با عنوان «استلزامات حکمت نظری حکیم آقاعلی زنوزی» آغاز کرد. وی حکیم زنوزی را حکیمی متعالیه معرفی می‌کند که عمده ورود او به مباحث حکمت نظری بوده است. ایشان حکیمی بودند که به مباحث علمی می‌پرداختند. به دنبال تجمیع، تعالی و توسعه مباحث علمی بودند، در تداوم و امتداد فلسفه اسلام نقش داشته‌اند. دکتر صدرا در ادامه بحث خود با اشاره به پیدایش حکمت و تداوم آن در اسلام و دوره‌های مختلف تمدن  اسلامی، به خصوصیت حکمت حکیم آقاعلی زنوزی می‌پردازد که جمع بین منابع، روش و مواد علمی کرده است.

دکتر صدرا اضافه می‌کنند که بین حکمت نظری و عملی رابطه معناداری وجود دارد؛ به این معنا که حکمت نظری خود دارای استلزاماتی است که می‌توان از آن به حکمت علمی رسید. سفرهای چهارگانه ملاصدرا که دو سیر و دو سفر را در خود دارد تماماً به حکمت عملی می‌انجامد چرا که سفر چهارم چنین اقتضایی را داراست. سیر از مبدأ به معاد ابن‌سینا چنین استلزاماتی را در پی خواهد داشت، خواجه نصیر آن را به بحث کارگزار می‌کشاند. هم‌چنین معاد جسمانی آقاعلی زنوزی نیز چنین ظرفیتی را دارد که لازم است تعمیم‌یافته و  به مباحث عملی گره بخورد.

دکتر صدرا در جمع‌بندی از مباحث در یک مقایسه میان ملاصدرا و آقاعلی زنوزی معتقد است که حکیم آقاعلی زنوزی به اتحاد اعتقاد داشت حال آن‌که ملاصدرا به وحدت تأکید می‌کرد.

دکتر لک‌زایی سخنان خود را با این پرسش آغاز کرد که «چگونه می‌شود در زمانی واحد حکمت در یک نقطه ایران رشد کند و در نقطه‌ای افول و در جایی دیگر رشد نکند؟» ایشان در پاسخ به این پرسش اشاره دارد که حکمای اربعه، سه نفر از اصفهان بودند و تنها سبزواری در نقطه دیگر بود، چگونه تهران به یک‌باره رشد می‌کند. اصفهان آن‌زمان دیگر تحمل حکیم را ندارد، در همه ابعاد فرو پاشید و از جمله در حوزه حکمت و عقل و خرد، از طرفی تهران تازه تأسیس به دنبال عقل و خرد است، از این‌رو نخبگان بدین‌سو حرکت می‌کنند. در تهران آن‌زمان تحولاتی پیش آمد که از حکما پشتیبانی می‌شد. حکیم زنوزی طی دوره 37ساله زمان ناصرالدین‌شاه به تهران برمی‌گردد و به درس و بحث اشتغال می‌یابد. این‌که تهران در آن زمان پذیرای حکمای اسلامی است و از آنان پشتیبانی می‌کند، نیاز حکومت ناصرالدین‌شاه است که با فرقه‌هایی چون بابیه و بعدها وهابی‌گری و ازلی‌گری مواجه است. از طرفی عقب‌ماندگی ایران در ابعاد مختلف نظامی، صنعتی و غیره فکر نخبگان ما را مشغول کرده است و به دنبال چاره‌جویی برای آن شدند تا دانش در جامعه رواج یابد؛ از این‌رو به تأسیس مدرسه و دارالفنون می‌پردازند. بنا بر این نیاز حاکمیت به روشن شدن چراغ علم در تهران باعث رونق دانش به‌ویژه حکمت می‌شود.

این که این حکمت به چه میزان توانست به درمان مشکلات جامعه کمک نماید و تداوم یابد بحثی است که دامنه‌ای گسترده دارد. حکما سهمی از آن را برخوردارند. این نکته اهمیت دارد که عالمان در نگارش همه آنچه را می‌دانند و می‌خواهند بگویند نمی‌نویسند. چرا که فضا را برای نوشتن مناسب نمی‌دانند. فردی مانند آقاعلی زنوزی اگر بخواهد در مورد سیاست سخن بگوید، از چه جنس مطالبی سخن می‌گفت؟ یا باید تأیید ناصرالدین‌شاه می‌کرد و یا تضعیف. اگر نقد می‌کرد، دیگر مجال درس گفتن برای او فراهم نمی‌شد، شرایط تدریس فراهم نمی‌گردید. بنابراین سخن نگفتن حکما نیز خود می‌تواند امری سیاسی باشد. حکمت نظری مورد بحث او به اندازه کافی در خرد جامعه تأثیرگذار بوده است. بنابراین نباید به‌گونه‌ای باشد که چون حکیم مدرس زنوزی مستقیم ورود به مباحث سیاسی نداشته است پس اندیشه او امتداد سیاسی ندارد. از تربیت عقلی که او در پیش گرفته است می‌توان نتیجه گرفت جامعه به سمت تعقل و خرد پیش برود و نتیجه آن نظام سیاسی معقول است. مشروطه حاصل چنین تربیتی است که در آن ظلم کم‌تر و رفتن به سمت عدالت مطرح بوده است. از این‌رو برای ارزیابی آثار حکیم طهران نیازمند تحقیقات بیشتر و ارزیابی دقیق‌تر و عالمانه هستیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی در ادامه بحث نکاتی را در خصوص موضوع بحث مورد تأکید قرار دادند، ایشان اشاره داشتند که مرحوم آقاعلی مدرس زنوزی در طول 37 سال تلاش‌ علمی در تهران در حوزه حکمت، جایگاه حکمت را در عصر خود قدرت و قوت بخشید، جغرافیای معرفت می‌تواند در فضای گسترده‌تری مورد بحث قرار گیرد، اگر شرایط امروز جامعه نسبت به دانش حکمت سنجیده شود، این توان‌مندی به جایگاهی است که حکما برای آن به وجود آورند. در زمانی که صدرالمتألهین در محجوبیت و قربت بودند، چه خسارتی به دانش حکمت وارد شد! امید است تلاش کنیم شخصیت علمی حکمای اسلامی را در جامعه به‌درستی بشناسانیم.

در پایان این نشست اعضای حاضر سؤالاتی را حول محور مباحث جلسه مطرح نمودند و پاسخ آنان ارایه گردید.

 جهت دیدن گزارش تصویری کلیک نمایید.

منبع:سایت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

امتیاز این آیتم :
0
  • هیچ نظری یافت نشد