نجف لکزایی در نشست فلسفه سیاسی ابن عربی:

ابن‌عربی۱۰شرط را برای حاکم ذکر می‌کند/۶ شرط خُلقی و ۴ شرط اکتسابی


ابن عربی در بحث انتخاب حاکم، بر این نظر است که حاکم باید واجد صلاحیت باشد. وی 10 شرط را برای حاکم ذکر می کند که شش تا خلقی و غیراکتسابی است مانند عقل و... و چهار شرط که اکتسابی است.

 
 

شصتمین جلسه گروه علمی فلسفه سیاسی مجمع عالی حکمت اسلامی با موضوع فلسفه سیاسی ابن عربی بر اساس رساله التدبیرات الالهیه فی اصلاح مملکه الانسانیه با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر نجف لک زایی چهارشنبه ۳ خرداد برگزار شد.

در ادامه خلاصه ای از این نشست ارائه می شود:  

رساله التدبیرات الالهیه فی اصلاح مملکه الانسانیه از آثار کمتر شناخته شده ابن عربی است و هر چند در ایران منتشر نشده است، اما در اروپا منتشر شده است. از این اثر البته یک ترجمه فارسی نه چندان دقیق در دسترس است. ابن عربی این رساله را به درخواست یکی از مریدان در کمتر از چهار روز به رشته تحریر درآورده است. آن گونه که خود وی در مقدمه اثر آورده است کتاب ارسطو برای اسکندر در باب سیاست مدن به وی نشان داده شده و از ایشان خواسته شده کتابی در باب تدبیر نفس بنگارد.

ایشان در پاسخ کتاب در هر دو موضوع می نویسد. به این ترتیب که به شرح دولتهای مطلوب و نامطلوب و بر سیاق آن به شرح انواع انسان و بیان نوع مطلوب و نامطلوب آن می پردازد. کتاب از ۲۱ باب تشکیل شده است.

در اینجا با توجه به زمانی که در اختیار داریم به برخی مطالب سیاسی کتاب اشاره می شود.

در باب چهارم نظریه پایه ایشان ارائه شده است. به نظر ایشان آنچه که در بیرون هست در درون و وجود ما هست و آنچه در بیرون هست از درون انسان نشأت می گیرد. در واقع درهر دو عرصه نزاع اصلی بین عقل و هواهای نفسانی است. از جمله در مورد انواع حاکمان هم این مطلب خود را نشان می دهد.

ابن عربی در بحث انتخاب حاکم، بر این نظر است که حاکم باید واجد صلاحیت باشد. بنابراین نمی شود هم هوا و هم عقل حاکم باشد. از این رو باید یک نفر که شرایط را دارد حاکم باشد و در صورتی که دو نفر انتخاب شدند آن کسی که شرایط امامت را ندارد و تجلی هوا است باید کنار گذاشته شود. تعبیر ایشان که به فرموده پیامبر اکرم(ص) هرگاه با دو خلیفه بیعت شد، دومی کشته شود و دومی از نظر ایشان یعنی کسی که صلاحیت ندارد. به تعبیر دیگر این که تقدم و تاخر زمانی نیست، بلکه بر اساس شرایط است.

ابن عربی سپس وارد شرایط می شود و ۱۰ شرط را برای حاکم ذکر می کند که شش تا خلقی و غیراکتسابی است مانند عقل و… و چهار شرط که اکتسابی است.

در ادامه وارد بحث انواع دولت شده است. بر این نظر است که دولتها چهار گونه هستند: یکی اینکه بر خود و رعیت خویش سخی است. بر هیچ یک سخی نیست یا اینکه بر خود سخی است و نه رعیت و یا بر رعیت سخی است و نه بر خود. اما این که سخی است بر خود و رعیت هم  صاحب عالم است و هم صاحب عمل. آن که بر هیچ یک سخاوت ندارد دولتی است جاهل، که نه علم دارد و نه عمل صالح و … .

در بخش بعدی مردم را تقسیم می کند که دو قسم هستند: شهرنشینان و بادیه نشینان. شهرنشینان دو قسم هستند؛ خواص و عوام. خواص هم دو قسم هستند و همین طور این تقسم ادامه یافته است.

باب دیگری از این رساله درباره عدل است. در مباحث بعدی انواع انسان را به سه قسم تقسیم می کند، باطنی محض، ظاهری محض و آنکه شرع را رعایت می کند. در بابهای بعدی درباره خراج سخن گفته است. باب دوازدهم درباره سفرا و وزرا است و … .

امید که با بررسی دقیق آثار علمی جهان اسلام به میراث فکری خود وقوف بیشتری بیابیم و ضمن روشنتر کردن تاریخ تار اندیشه سیاسی و جریانات فکری فرهنگی درخت اندیشه سیاسی معاصر را آبیاری کنیم. 

 

منبع: پایگاه خبری-تحلیلی علوم انسانی طلیعه

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

امتیاز این آیتم :
0
  • هیچ نظری یافت نشد