حجت الاسلام والمسلمین لک زایی در گفت و گو با شفقنا: هر جامعه ای که دچار انقطاع شود امنیت فرهنگی در آنجا تهدید می شود

حجت الاسلام والمسلمین لک زایی در گفت و گو با شفقنا: هر جامعه ای که دچار انقطاع شود امنیت فرهنگی در آنجا تهدید می شود

شفقنا- معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و رییس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با بیان اینکه در هر جامعه ای که دچار انقطاع شود امنیت تهدید می شود اظهار کرد: در فقه با آن لایه ظاهری رو به رو هستیم که به شکل عینی از امنیت فرهنگی جامعه اسلامی حفاظت می شود اما از امنیت اخلاقی و ساحت های مربوط به امنیت اعتقادی هم می توانیم صحیت کنیم که آنها هم بخش هایی از امنیت فرهنگی محسوب می شوند البته بخش های زیرین و لایه های مربوط به محتوای باطنی امنیت فرهنگی هم در جای خود از اهمیت برخوردار است.

لک زایی گفت: هر جامعه ای که دچار انقطاع شود می توانیم بگوییم که امنیت آن جامعه دچار اختلال شده است اما اگر انقطاع پیش نیاید اتصال برقرار است. پس اگر بتوانیم ارتباط بین لایه ها را ایجاد کنیم آنجاست که امنیت فرهنگی وجود دارد چون هویت فرهنگی در بخش ها و لایه های مختلف استمرار پیدا کرده است.

او تصریح کرد: در کنار مباحثی که امروز مطرح است و در کنار صدماتی که امثال داعش و جبهة النصره به اسلام و مسلمانی و هویت اسلامی وارد کردند باید به این بخش هم توجه داشته باشیم درواقع نگاه جهانیان و رسانه هایی که امروز وجود دارد باید به این مسایل باشد و اینکه نمی شود مسایل را مخفی نگه داشت. خوشبختانه از این طرف هم اقدام به موقع و مناسبی که مسلمان های مخالف داعش از خود نشان دادند بسیار موثر بود و در سطح جهان این دو نوع فرهنگ را به شکل برجسته ای مطرح کرد یعنی امنیت فرهنگی به طور خاص در فقه با اصطلاح حفظ دین مورد توجه قرار گرفته است.

متن گفت و گوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین نجف لک زایی معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و رییس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی را می خوانید:

* فقه از جمله حوزه هایی است که متناسب با نیازهای روز جوامع مباحثی را مطرح می کند از جمله این مسایل بحث فرهنگی و امنیت در این حوزه است. امنیت فرهنگی در فقه شیعه به چه معناست و چه مبانی را در بر می گیرد؟

لک زایی: یکی از مولفه های امنیت فرهنگی هویت فرهنگی است. در واقع در هویت فرهنگی یکی از عناصری که بسیار قابل توجه و مهم است استمرار فرهنگی یا به تعبیری دیگر تداوم آن عناصری است که از گذشته همراه ما بود و از ویژگی ذاتی و جوهره در زمان حال و آینده بر خوردار است به گونه ای که در پیوند امروز با گذشته هیچ تردیدی نباشد. به عنوان مثال کسی که امروز آثار سعدی را می خواند معنای جملات آن را می فهمد و این دلیل استمرار زبان فارسی است. زبان فارسی به شکلی که در قرن هفتم فهمیده و ارایه می شد امروز هم ارایه می شود لذا خواننده متن سعدی همان فهمی را دارد که در زمان خود سعدی داشت. در مباحث مذهبی و دینی هم همینطور است یعنی هویت مذهبی فرد وقتی حفظ شده است که با میراث خود و با آن چیزی که در تاریخ به لحاظ مذهبی می گذشته است پیوند برقرار می کند و آن چیزی که تاریخ بوده است امروز هم استمرار پیدا می کند. به عنوان مثال در جریان هویت اسلامی ما اینطور بوده است که اگر فرد خودش را به لحاظ فرهنگی در سطح انبیاء، ائمه و اولیاء الهی ببیند و از تداوم ارزش های فرهنگی آنها دفاع کند و ملتزم به آنها باشد این موارد تداوم پیدا کرده است مثل فردی که هم خودش نماز می خواند و هم از گسترش نماز و اقامه نماز دفاع می کند.

* در مباحث امنیت فرهنگی با چند بخش رو به رو هستیم و این مباحث در چه صورت امنیت فرهنگی را سبب می شوند؟

لک زایی: ما با سه لایه یا سه بخش در هویت فرهنگی رو به رو هستیم که اگر هر سه بخش حفاظت شود و استمرار پیدا کند می توانیم بگوییم که امنیت فرهنگی تامین شده است. بخش اول جنس باور است. بخش دوم از جنس رفتاری و بخش سوم از جنس مادی برخوردار است. برای فهم بهتر مطلب، مثالی عرض می کنم؛ یک مسجد که در یک شهر وجود دارد یک محمل مادی است ما وقتی وارد یک منطقه ای می شویم و مناره های مسجد را می بینیم از این محمل مادی پی می بریم که در این مکان مسلمان وجود دارد. وقتی که می بینیم افرادی آمدند و در این مسجد نماز خواندند، این نماز خواندن یک رفتار مذهبی است؛ این یک وجه است که همه از یک اعتقاد و باور حکایت می کند. وقتی مسجد و نماز خوان هم می بینیم پی به این نکته می بریم که اینجا افرادی هستند که به اسلام باور دارند.

حال در گسترش هویت فرهنگی عکس این حالت اتفاق می افتد یعنی اول فرد، شهادتین می گوید و با این شهادت مسلمان می شود پس به لحاظ درونی و اعتقادی مسلمان است اما وقتی که بلند شد و نماز خواند اینجا باور به سطح رفتار هم می آید؛ این نماز خواندن یک رفتار مذهبی است و وقتی که برای این نماز خواندن مکانی به نام مسجد درست کرد می گوییم این مسجد محمل مادی و علامت مادی آن باور است. در واقع در هویت فرهنگی از یک بسته سه ضلعی صحبت می کنیم حالا همین امر در موارد دیگر هم وجود دارد یعنی در حوزه اقتصاد هم، هویت فرهنگی خود را با این سه لایه نشان می دهد. فرد یک باورهای اقتصادی دارد مانند اینکه باید عدالت بین اقشار مختلف رعایت شود و در جامعه فقیر نباشد. رفتارهای اقتصادی را دین به فرهنگ ما توصیه می کند مثل خمس و صدقه و کار کردن.

* فرهنگ هر جامعه مجموعه ای از ارزش های نهادینه در آن جامعه است که هویت افراد را می سازد و در کنار آن ممکن است عواملی خارجی این مجموعه را تهدید کنند. از نظر فقه شیعه عوامل تهدید کننده امنیت فرهنگی چیست؟

لک زایی: اگر بین این سه لایه شکاف ایجاد شود آن وقت ما با مشکلی به نام گسست فرهنگی مواجه می شویم یا به عبارت دیگر امنیت فرهنگی دچار اختلال می شود. مانند اینکه مسجد داشته باشیم اما نماز خوان نباشد. یا اینکه نماز خوان داشته باشیم ولی مسجد نداشته باشیم یا اینکه افرادی به زبان شهادتین بگویند اما رفتارهای اسلامی در آنها را نبینیم در این حالت دچار گسست فرهنگی می شویم. هر جامعه ای که دچار انقطاع شود می توانیم بگوییم که امنیت آن جامعه دچار اختلال شده است اما اگر انقطاع پیش نیاید اتصال برقرار است اما اگر بتوانیم ارتباط بین این لایه ها را ایجاد کنیم آنجاست که امنیت فرهنگی وجود دارد چون هویت فرهنگی در بخش ها و لایه های مختلف استمرار پیدا کرده است.

این مطالب از دیرباز در فقه مورد توجه بوده است یعنی در فقه ابواب مختلفی داریم و داشتیم که عهده دار تامین امنیت فرهنگی جامعه اسلامی بوده اند. مثلا آنچه تحت عنوان کتب ضاله یا گمراه کننده در فقه مطرح می شده است به همین بحث باز می گردد. در واقع معتقد بودند که اگر کتبی در سطح جامعه پخش شود که بخواهد هویت فرهنگی جامعه را زیر سوال ببرد تولید و فروش و نگه داری آن کتب گناه است اما همان جا استثناء قایل می شدند و می گفتند برای کسانی که می توانند این اشکالات را جواب دهند واجب کفایی است که این آثار را تهیه کنند و پاسخ دهند تا امنیت فرهنگی جامعه حفظ شود. البته در فقه دو نوع بحث داریم، یکی بحث های سلبی و دیگر مباحث ایجابی هستند. یعنی برای حفاظت از هویت فرهنگی جامعه اسلامی یکسری اقدامات واجب است که انجام دهیم و همین طور یک اقداماتی را باید ترک کنیم که به عبارت دیگر انجام آن حرام است یعنی حفظ کتب ضاله برای عموم حرام است یا به تعبیر وسیع تر انجام نماز حج واجب است. حج مراسم با شکوه جهانی است که هویت جهانی ما را در سطح جهانی تداوم می بخشد و حفظ می کند یا جهاد واجبی است که هم بخش ایجابی و هم بخش سلبی دارد. یا نماز یک امر واجب است که باز به استمرار هویت فرهنگی کمک می کند اما اینکه غیبت و دروغ حرام است یک عناصر سلبی است که ترک آن به حفظ هویت فرهنگی و امنیت اجتماعی و فرهنگی جامعه کمک می کند یا مباحثی که در حوزه امنیت خانوادگی مطرح می شود ابعاد فرهنگی هم دارد به طور خاص و ویژه مسایل امنیت خانوادگی هم در آن مطرح است مثل رعایت حریم محرم و نامحرم یا شیوه تشکیل خانواده یا شیوه انحلال خانواده و ... یک نمونه ای از این احکام سلبی و ایجابی را در رساله بسیار مهم و زیبای امام سجاد(ع) به نام رساله حقوق می بینیم که در آن رساله امام حقوق و تکالیف متقابل بیش از 50 گروه موجود در جامعه را فهرست کردند. خب اگر اینها انجام شود هویت فرهنگی و امنیت فرهنگی ما در سطح بالایی اتفاق می افتد. به هر حال در فقه می توان رد پای این مباحث را در ابعاد مختلف دید البته مباحث مربوط به امنیت فرهنگی فقط در فقه مورد توجه قرار نگرفته است بلکه در مباحث اخلاقی و اعتقادی هم به وفور مورد توجه بوده است. در واقع در فقه ما با آن لایه ظاهری رو به رو هستیم که به شکل عینی از امنیت فرهنگی جامعه اسلامی حفاظت می شود اما از امنیت اخلاقی و ساحت های مربوط به امنیت اعتقادی هم می توانیم صحیت کنیم که آنها هم بخش هایی از امنیت فرهنگی محسوب می شوند البته بخش های زیرین و لایه های مربوط به محتوای باطنی امنیت فرهنگی هم در جای خود از اهمیت برخوردار است.

* مباحث مربوط به دانش فقه چطور می تواند برای امنیت هویت فرهنگی موثر باشد؟ فقه چگونه با مسایل امنیت فرهنگی ارتباط دارد؟

لک زایی: به خاطر این است که عامل استمرار هویت فرهنگی فقه است که به صدور احکام می پردازد. به مجموعه احکام که در فقه آمده است وقتی از منظر حفاظت، امنیت و حراست فرهنگی نگاه کنیم می بینیم که هر بحث که در فقه مطرح شده است به تعبیر خود فقها برای حفاظت از یک امر خاص آمده است. مثلا خود فقها هم معتقدند آنچه که در فقه آمده است یا برای حفاظت از جان، یا برای حفاظت از مال یا برای حفاظت از خانواده و دین یا برای حفاظت از عقل است که تعابیر فقهی اینطور است. اصطلاح امروزی آن هم بحث های امنیتی است یعنی حفظ نفس را امنیت جانی و فردی می نامیم، حفظ مال را امنیت اقتصادی، حفظ نسل را امنیت خانوادگی، حفظ عقل را امنیت روانی و حفظ دین را امنیت فرهنگی می نامیم. یعنی امنیت فرهنگی به طور خاص در فقه با اصطلاح حفظ دین مورد توجه قرار گرفته است.

به عنوان مثال برخورد قاطعی که فقه در حوزه ارتداد و بازگشت از دین دارد مربوط به حفاظت از امنیت فرهنگی می شود یعنی فقه با بازگشت از دین و ترک دین برخورد شدیدی می کند یا بحث حرمتِ نگه داری کتب ضاله باز یک حکمی است که در حوزه احکام فرهنگی و حفظ امنیت فرهنگی قرار دارد که اینجا با یک احکام مفصلی مواجه می شویم که احکام خمسه تماما در آن وجود دارد. یعنی انجام بعضی از امور برای حفاظت از دین و تداوم هویت فرهنگی واجب است. انجام بعضی از امور حرام، برخی مستحب، برخی مکروه و انجام بعضی از امور هم مباح است خب ضامن این احکام ضامن حفاظت از امنیت فرهنگی نیز بوده است یعنی فقه از نهادهای اساسی که 5 مورد است در طول تاریخ صحبت کرده و آن قواعدی را که برای حفظ آنها لازم بوده را ارایه کرده است یعنی بحث امنیت اقتصادی مربوط به نهاد اقتصاد، بحث امنیت خانوادگی مربوط به نهاد خانواده، و بحث مربوط به جهاد و حدود مربوط به حوزه نهاد سیاست و حکومت است، بحث مربوط به طهارت نهاد بهداشت و بحث های مربوط به تعلیم و تربیت مربوط به نهاد تعلیم و تربیت است. یعنی این 5 نهاد برای حفظ هویت فرهنگی هر جامعه از ضرورت هاست ما می بینیم که کتاب های فقهی هم مربوط به همین 5 نهاد است مثلا در حوزه حکومت اجرای عدالت و اینکه اطاعت از چه کسانی واجب و اطاعت از چه کسانی حرام است و آنجه مربوط به حوزه نظارت بر قدرت است همه از حیث امنیت فرهنگی و هویت فرهنگی قابل مطالعه است.

* با توجه به شرایط خاورمیانه که گروه های تروریستی فرهنگ و مذهب منطقه را تحت تاثیر قرار دادند راهکار مقابله با این تفکر داعش و افراطی از منظر فقه شیعه چیست؟

لک زایی: در بحث های تداوم فرهنگی این مطلب را مطرح می کنیم که حیات آن مکاتبی تداوم پیدا می کند که یک سری ویژگی هایی داشته باشند یکی از این ویژگی مهم عادلانه بودن آن است ویژگی دوم پاسخ بودن است یعنی اینکه از عهده پاسخ به پرسش های جدی بر آیند، ویژگی سوم بحث کارآمدی است که آن فرهنگ و مکتب در مقام عمل کارایی و کارآمدی خود را نشان دهد. ویژگی چهارم فرابخش بودن است یعنی اینکه آن مکتب مربوط به یک نژاد، یک زبان یا یک قوم خاص نباشد در واقع هر قدر فرابخشی تر باشد و برای عموم جهانیان باشد توفیقات بیشتری خواهد داشت چون افراد بیشتری به آن اقبال می کنند. بحث بعد معتبر بودن و دیگری در دسترس بودن است. این موارد ویژگی های مهمی است که در واقع کاری که گروه هایی مثل داعش انجام دادند و اسلامی را که مطرح کردند را زیر سوال برد و نتیجه اش برای غیر مسلمان ها ظاهر شد. بنابراین نتیجه عملی اقدامات داعش برای جهانیان این شده است که اعتبار خلافت را از بین برده است، عادلانه بودنش را زیر سوال برده چون رفتارهای این گروه عادلانه نیست. همچنین کارهای اینها در دسترس نبود یعنی این چیزی که مطرح می کنند چیزی نیست که در دسترش جهانیان قرار بگیرد و مردم به آن اقبال پیدا کنند.

اما اتفاقی که اینجا افتاد این بود که با مخالفت جمهوری اسلامی ایران  و مقابله پیروان اهل بیت(ع) و مقابله مسلمان های شناخته شده در دنیا مثل حزب الله با این تفکر، دنیا متوجه شد که دو رویکرد اسلام وجود دارد یک رویکرد داعشی به اسلام داریم و یک رویکردی هم که توسط گروه هایی مثل جمهوری اسلامی یا آیت الله سیستانی در عراق و حزب الله لبنان پیگیری می شود و از مقایسه آنها اقدامات و تفکرات یک نوع اسلام به نام اسلام داعشی زیر سوال رفت که همین را سابقا امام به نحو دیگری بیان کرد که از دو اسلام یاد کرد یکی اسلام آمریکایی یعنی اسلامی که نفعش برای آمریکاست و دیگری اسلام ناب محمدی است اسلامی که در جهت تعالی جامعه انسانی و بر اساس عدالت عمل می کند. بنابراین در کنار این مباحثی که امروز مطرح است و در کنار صدماتی که امثال داعش و جبهة النصره به اسلام و مسلمانی و هویت اسلامی وارد کردند باید به این بخش هم توجه داشته باشیم درواقع نگاه جهانیان و رسانه هایی که امروز وجود دارد باید به این مسایل باشد و اینکه نمی شود مسایل را مخفی نگه داشت. خوشبختانه از این طرف هم اقدام به موقع و مناسبی که مسلمان های مخالف داعش از خود نشان دادند بسیار موثر بود و در سطح جهان این دو نوع فرهنگ را به شکل برجسته ای مطرح کرد. اگرچه شاید حضرت امام(ره) که دو نوع اسلام ناب محمدی و آمریکایی را معرفی کند در آن حد توفیق پیدا نکرد و افراد متوجه آن نشدند ولی الان این دو اسلام خود را نشان داد اینکه عربستان نسبت به مردم یمن همان اقداماتی را مرتکب می شود که اسراییل نسبت به مردم غزه مرتکب شده است، اینکه داعش نسبت به مردم عراق همان اقداماتی را مرتکب می شود که صدام نسبت به آنها مرتکب می شد باید رسانه ها از این فضا استفاده کنند تا این دو اسلام را برای مردم بیان کنند تا جهانیان بدانند این هویت اسلام اصیل که مورد تاکید ائمه بوده کدام است و اینکه ائمه جان خودشان را در این راه از دست دادند و آن هویتی که مورد تایید اهل بیت(ع) و پیامبر نبوده کدام است و انشالله این صفوف شفاف تر شود و آن هویت فرهنگی اصیل و ناب بتواند استمرار پیدا کند.

منبع:

 شفقنا

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

امتیاز این آیتم :
0
  • هیچ نظری یافت نشد